X
تبلیغات
گروه کوهنوردی بامدادان - گزارش صعود به قله ی خِرو نِرو (چِکِل) 16 مرداد 1389
برنامه کوهنوردی گروه بامدادان و تاریخچه گروه و گالری عکس

    " چِکِل ای کوه بلند

         آن همه لطف به قاب واژه

              هوسی را به عبث دم زدن است

                  منظر چشم من و قامت تو

                      جام بشکسته به دریا زدن است."

" محمد علی کاظمی "

◄واژه ی چِکِل:

     چِکِل در زبان طبری تخته سنگ های بسیار بزرگ و یا دیواره های سنگی کوه را می گویند و در یک واژه چِکِل یعنی صخره.

 

◄بام مازندران چِکِل خرو نرو با ارتفاع 3535 متر با مرز سنگی پیوسته و بلندی مازندران را از استان سمنان جدا می کند و به دلیل داشتن دیواره های صخره ای بلند که در بعضی نقاط ارتفاع صخره ها به بیش از 1000 متر می رسد به آن قله ی چِکِل نیز می گویند.

     این رشته کوه سرشار از شگفتی های طبیعی و حیات وحش است و رودهای زیادی از آن سرچشمه می گیرد و به تالار سوادکوه و حوزه تجن ساری می ریزد. این قله در امتداد جاده ی شهر زیرآب یا آزاد مهر در آخرین چشم انداز قابل رؤیت است و نیز از بعضی نقاط شهر های مازندران خصوصا" قائمشهر تا سوادکوه دیواره های صخره ای بلند آن دیده می شود. در دامنه های آن مراتع گالش ها و چوپانان منطقه ی خانقاه (خنوا) روستاهای رجه- آسه- دهمیان- انارم- کوه استل- ورپی- بایع کلا- کردآسیاب- برنت- کنگلو و در ادامه سنگده- دودانگه و فریم را در دامن خود دارد. برای رسیدن به قله می توان از جاده ای که از پمپ بنزین پل سفید منشعب می شود به فلورد و از آنجا به دهمیان و یا رجه رفته و سپس ادامه مسیر داد و نیز بعد از دهمیان ادامه داد و از انارم و کوه استل و ورپی گذشته و به کرواسی گردن شروع مسیر کوه می رسد. از سنگده و کنگلو ( دو راهی دوآب) هم دسترسی به این قله وجود دارد.

جمعه 16 مرداد ماه 1389 ساعت 45و3 صبح از میدان شهربانی بابلسر به قصد صعود به این قله به سمت جاده فیروز کوه و شهرستان سواد کوه حرکت کردیم. بعد از پمپ بنزین پل سفید وارد جاده آسفالته سمت چپ با تابلوی سنگده- فریم شدیم. ساعت 6 صبح از کنار کارخانه فریم وارد جاده خاکی شدیم. در مسیر از کنار تابلوی مرکز بهداشت سنگده گذشتیم و مسیر را مستقیم به طرف بند بُن ادامه دادیم. بعد از 40 دقیقه پیمودن جاده خاکی به محل حرکت در ارتفاع 1860 متر که یک سه راهی به سمت جنگل بود، رسیدیم. کوله ها را گرفتیم و وارد جاده خاکی جنگل به سمت راست شدیم. جنگل پوشیده از درخت های بلند و باریکی بود که برگریزان سال های گذشته کف آن را فرش کرده بودند و گاه بچه ها با راه رفتن بر روی آن ها صدای پائیز را برای ما تداعی می کردند. بعد از حدود نیم ساعت جنگل نوردی مسیر کم کم ارتفاع گرفت و وارد مسیر پاکوب واقع در مرتع وسیع و سر سبزی که در این موقع از سال با فرشی از بوته های طلائی رنگ منظره های زیبایی داشت ، شدیم. در انتهای مسیر اول پاکوب چوپان سرا و چشمه ی زرجو قرار داشت که ما بعد از یکساعت کوهنوردی به آن جا رسیدیم. کمی استراحت کردیم ، آب گرفتیم و به مسیر ادامه دادیم. صبح دل انگیزی بود. خورشید می درخشید و انعکاس نور صخره های اطراف را شفاف تر جلوه می داد . ما از کنار جنگل های تنک می گذشتیم. تا به ابتدای اولین شیب تند مسیر رسیدیم. مسیری پر شیب و دارای پاکوب های زیگزاگی بلند بود به طوری که در هر گام ارتفاع بیشتر می شد و مناظر اطراف دیدنی تر به نظر می رسیدند. هوا گرم تر شده بود و صعود این شیب را کمی سخت کرده بود. عبور از این شیب خسته کننده دو ساعت از وقت ما را گرفت. در انتهای این مسیر تک درختی در ارتفاع 2814 متر قرار داشت که مکان تقریبا" مناسبی برای صرف صبحانه بود. شگفتی های این مکان ما را احاطه کرده بودند. یک سوی جنگل های انبوه در دوردست ها و در سویی دیگر چِکِل هایی که در نور خورشید می درخشیدند و قلعه ای که بر صخره ای بلند بنا شده بود. ساعت 30و10 صبح به حرکت ادامه دادیم و بعد از یکساعت به چشمه ی خرو در ارتفاع 3085 متری رسیدیم. کمی کنار چشمه نشستیم. کمی بالاتر به چوپان سرای دوم رسیدیم. از کنار آن به سمت راست حرکت کردیم و به دیواره ی منفرد بلندی که درست روبروی قله قرار داشت رسیدیم. از این مسیر به بعد ستیغ سرفراز خرونرو در دوردست ها به خوبی دیده می شد. به مسیر ادامه دادیم و از فراز و نشیب های متعددی عبور کردیم و سر انجام در ساعت 55و12 به چشمه ی نرو در ارتفاع 3240 متر رسیدیم. در کنار آن چشمه ی خنک و گوارا کمی آرام گرفتیم. چوپان سرای سوم را می توانستیم کمی پایین تر از چشمه ببینیم. کمی بعد به سمت قله حرکت کردیم. در شیب آخر منتهی به قله پس از عبور از کنار صخره های متعدد و کمی دست به سنگ شدن گام های آخر را برداشتیم و در ساعت 2 بعدازظهر پای بر قله ی 3535 متری خرو نرو نهادیم. در قله باد سردی می وزید. چشم اندازهای اطراف قله بی نظیر بودند. قله های متعدد، صخره های ممتد و دیواره های ضخیم و دره های بی شمار به همراه آبادی های سوادکوه که در دل آن به روشنی قابل رٶیت بودند. چشم ما از دیدن این مناظر خسته نمی شد. پس از نیم ساعت توقف در قله و گرفتن عکس یادگاری فرود را در پیش گرفتیم و از مسیر آمده بازگشتیم. همین طور که به طرف پایین می آمدیم دریایی از مه غلیظ اطراف قله را احاطه می کرد. در کنار چشمه ی خرو برای خوردن ناهار توقف کردیم و تن خسته مان را به پرتوهای طلایی رنگ خورشید مرداد ماه سپردیم. ساعت 20و8 شب به پای کوه رسیدیم و به طرف بابلسر حرکت کردیم. با وجود ترافیک تابستانی جاده 15 دقیقه بعد از نیمه شب به مقصد رسیدیم.

سرپرست این برنامه: سونیا ستایش

راهنما: علی اکبر سفیدگر

جلودار: سودابه حجازیان

عقب دار : وحید رضا راهنما

سایراعضا: محجوبه شیرازی، سهیلا سمیعی، نادر تیموری، عباس پاشایی، محمدرضا صادقیان، مهدی گلی طبری، محسن آرام نژاد، حامد علی نسب، امیر حسین نوروزی.

جای همه ی بچه هایی که تو این برنامه نبودن خالی ِخالی بود.

 

"بامدادان"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/20ساعت 11 PM  توسط   |